نگاهی تازه به شاخصه های اقتصاد مقاومتی؛ هدف غرب از مصرف گرایی چیست؟

ایشان به کرّات در سال های مختلف، از ابتدای جنگ تحمیلی تا کنون، تکیه ی خاصی بر لزوم اصلاح الگوی مصرف، مقابله با تجمل گرایی و مصرف زدگی، ترویج فرهنگ صرفه جویی و قناعت و مبارزه با اشرافی گری و اسراف داشته اند. تعبیری که ایشان از خطر مصرف گرایی برای جمهوری اسلامی ایران دارند، تعبیر «بیماری اجتماعی» است (در دیدار دانشگاهیان سمنان، 18 آبان 1385).

رهبری در سال 81 نیز آن چنان به پدیده ی مصرف گرایی در جامعه انتقاد می کنند که شاید تا آن زمان این چنین نسبت به این موضوع واکنشی صورت نگرفته بود. ایشان فرمودند: «مصرف‏گرایی، جامعه را ازپای درمی‏آورد. جامعه‏ای که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد در میدان های مختلف شکست خواهد خورد.» (بیانات در خطبه های نماز عید فطر، 15 آذر 1381)

بنابراین بجاست نسبت به این بلای جامعه برانداز بیش از پیش آگاه بود و از خطرات و لطمات آن جامعه را حفظ کرد. به نظر می رسد، اگر به دنبال مبارزه با سیاست های استعماری و استکباری دشمن هستیم، باید بدانیم که یکی از برنامه ها و نقشه های دشمن در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی همین ترویج مصرف گرایی در میان مردم جامعه است.

ملک محمدی در کتاب خود با نام «بر لبه ی پرتگاه مصرف گرایی»، عامل سقوط رژیم دیکتاتور پهلوی را در کنار اقتصاد ضعیف ایرانِ آن زمان، حرکت در پرتگاه مصرف گرایی عنوان می کند و از این رو، نام کتاب خود را به زیبایی چنین برمی گزیند. حال سؤال و دغدغه ی اصلی مؤلف این است که آیا با ترویج مصرف گرایی در جامعه ی اسلامی ایران دوباره خطر سقوط در پرتگاه وجود ندارد؟ مردم و مسئولین خدمتگزار اگر واقعاً به فکر حفظ و رشد و بالندگی این نظام اسلامی هستند، باید در برابر چنین پدیده ای هوشیار باشند و برای رفع و زوال آن به شدت تلاش کنند.

از دید باکاک در کتاب مصرف، مصرف مظهر حرکت پسامدرنیته ای است که متضمن از بین رفتن نقش محوری ای است که پیش از این کار تولیدی در زندگی مردم و حس هویت آن ها داشت.

اهداف دشمن از ترویج مصرف گرایی

ایجاد سرمایه داری مصرفی (وابسته)

پدیده ی مصرف گرایی سوغات شوم غرب و نظام سرمایه داری است. در این نظام گفته می شود: «The more is better» و نظریات اقتصاددانان معروف و شاخص جهان، از جمله کینز و فریدمن و سایرین نیز بر همین اساس بنا شده است، اما غافل از اینکه مصرف بیشتر نه تنها برای خود کشورهای غربی رضایت مندی به بار نیاورده و آثار سوء روانی آن در کتب بسیاری از خود غربی ها منتشر شده است، بلکه در رابطه با وضع کشورهای به اصطلاح جهان سوم و از جمله ایران، مصرفی مشابه کشورهای صنعتی، که بر اقتصاد جهان مسلط هستند و تقسیم کار بین المللی بر پایه ی نیاز آنان به وجود آمده است، امری غیرمفید و بسیار زیان بار است.

رابطه ی نظریات متعارف درباره ی مصرف و وضع عینی کشورهای در حال توسعه، به دلیل تقلید و تصویربرداری نظری از غرب و پیاده کردن آن در این کشورها، که به هیچ وجه دارای شرایط برابر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیستند، تا کنون آثار وخیمی به بار آورده است که از جمله ی آن ها متلاشی شدن اقتصاد سنتی و ایجاد اقتصاد سرمایه داری با ویژگی اصلی وابستگی می باشد. علاوه بر این، رشد جمعیت و رشد شدیدتر نیازهای جدید می تواند بی ثباتی سیاسی را بر این کشورها تحمیل کند (رزاقی، ص31 تا 33).

از دید باکاک در کتاب مصرف، مصرف مظهر حرکت پسامدرنیته ای است که متضمن از بین رفتن نقش محوری ای است که پیش از این کار تولیدی در زندگی مردم و حس هویت آن ها داشت.

به جای نقش های کاری، این نقش انواع صورت بندی های خانوادگی، انواع رفاقت های جنسی، گذران اوقات فراغت و مصرف به طور کلی است که برای مردم اهمیت هر چه بیشتری یافته است (همان، ص 5). همچنین به عقیده ی وی، سرمایه داری در بیشتر غرب و بلوک شرقی به این علت جذابیت و مشروعیت یافت که کالای مصرفی ای را که مردم تقاضا می کردند ارائه می کرد یا به نظر می رسید که ارائه می کند.

در خلال نیمه ی دوم سده ی بیستم، مصرف کالا و خدمات برای گروه های بیشتری از جوامع غربی و ژاپن و در سایر بخش های جنوب شرقی آسیا امکان پذیر شد. نکته ی جالب توجه این است که بنا بر اذعان باکاک، همراه با مصرف، مرام وابسته به آن نیز به عنوان رشته ای از اعمال اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در خدمت مشروعیت بخشیدن به سرمایه داری در دید میلیون ها مردم عامی عمومیت یافت (همان، ص 2).

وی همچنین معتقد است که مصرف به عنوان فعالیتی اقتصادی ـ اجتماعی و رویه های ایدئولوژیک همبسته با مصرف گرایی را می توان به عنوان حرکتی دید که دستیابی به سوی موقعیتی مسلط در صورت بندی های اجتماعی را مورد هدف خود قرار داده است. این خود مستلزم وجود دیدگاهی است که به موجب آن، مصرف گرایی و عمل مصرف کردن همراه آن، یک روش کامل و کارآمد زندگی اخلاقی فلسفی را در میان همه ی افراد بشر بر روی زمین شکل دهد.

برای اینکه چنین چیزی امکان پذیر باشد، باید عادت های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی همبسته با مصرف را به طور فلسفی در جهان بینی ای چون لیبرالیسم بازار آزاد و مبتنی بر مفاهیمی چون بازار آزاد و فردگرایی استوار کرد. مسئله اینجاست که در این جهان بینی، چیزی با نام جامعه وجود ندارد و صرفاً افرادی وجود دارند که در بازارها برای فروش کالا، خدمات و یا توانایی های جسمی و ذهنی شان با هم رقابت می کنند (ص 10 و 11).


به عقیده ی باکاک، امروز در جهان شکل مجزایی از سرمایه داری وجود دارد که مبتنی بر تولید همیشه فزاینده ی کالاهای مصرفی است. این نوع جدید را می توان «سرمایه داری مصرفی» نامید (ص 53).

آنچه از اظهارات بالا می توان نتیجه گرفت این است که توسعه ی اقتصادی بر مبنای سرمایه داری مصرفی، نسخه ای است که غرب برای اقتصاد خود پیچیده است و برای اینکه بتواند کشورهای در حال توسعه (کشورهای دارای درآمد ملی پایین و رشد اقتصادی کم) را نیز به صورت بازاری برای مازاد محصولات تولیدی خود درآورد و آنان را به خرید این کالاها تشویق کند، چاره ای نمی بیند جز آنکه مصرف گرایی را به صورت ارزش برای آنان درآورد و آنجایی که میل و هوس آدمی تحریک شود، دیگر جای مقاومت و ایستادگی نخواهد بود و بدین ترتیب این کشورها نیز دچار نوعی سرمایه داری مصرفی غیر از سرمایه داری تولیدی خواهند شد.

بنابراین کشورهای در حال توسعه هم رشد خواهند کرد، اما نه رشد در محصولات تولیدی، بلکه رشد در مصرف کالاها و خدمات خارجی به بهای فروختن مواد خام ارزشمند زیرزمینی و معدنی و به ویژه نفت که آن ها هم عمری ندارند و به زودی تمام خواهند شد. بنابراین باز ملت ها باید دوباره درخواست کنند تا ممالک غربی بیایند و به اوضاع ایشان رسیدگی کنند؛ همچون معتاد به مواد مخدر که حاضر است به هر قیمتی که شده (زیر پا گذاشتن شرف و آبرو و مال و جان و فرزندش) موادی تهیه کند و درد خود را با آن دوا نماید.

لذا سقوط چنین جامعه ای با چنین افرادی حتمی است. رهبر معظم انقلاب، در تذکری شدید به مردم و مسئولان درباره ی خطر چنین وضعیتی، می فرمایند: «ما حق نداریم به عنوان یک ملت، مصالح بزرگ و ملی ودورنگر، بلکه مصالح نقد مهم و کنونی، خود را به خاطر خواسته‏های شخصی خودمان، کهما را به اسراف و بی‏بندوباری در مصرف می‏کشاند، فدا کنیم و آن ها را ندیده بگیریم.» (پیام به مناسبت حلول سال نو، اول فروردین 1377).

برای شکوفایی اقتصاد داخلی و رفع نیازهای مردم، به طوری که وابستگی را به دنبال نداشته باشد، ناچار از استفاده از محصولات داخلی هستیم. مقام معظم رهبری در این زمینه، خطاب به مسئولین و مردم، می فرمایند: «همه ی دستگاه های دولتی... سعی کنند هیچ تولید غیرایرانی را مصرف نکنند؛ همت را بر این بگمارند. آحاد مردم هم مصرف تولید داخلی را بر مصرف کالاهایی با مارک های معروف خارجی ـ که بعضی فقط برای نام و نشان، برای پز دادن، برای خودنمایی کردن، در زمینه های مختلف دنبال مارک های خارجی می روند ـ ترجیح بدهند. خود مردم راه مصرف کالاهای خارجی را ببندند.»

راهکارها

1. مدیریت مصرف

این مسئله، که از دید رهبری یک رکن از ارکان اقتصاد مقاومتی است، به معنای مصرف متعادل و پرهیزاز اسراف و تبذیر است؛ به طوری که ایشان آن را به منزله ی جهاد در راه خداوند می دانند (بیانات در دیدار کارگزاران نظام، 3 مرداد 1391).

1-1. کاهش اسراف و تجمل

ایشان وظیفه ی مردم در برابر چنین پدیده ای را این چنین تبیین می کنند: «این وظیفه‏ی همه است. هر کدام به نحوی تجمل واسراف و زیاده‏روی را کم کنیم.» (همان)

رهبری همچنین افرادی را بیش از حد و بیهوده خرج می کنند، افراد دارای بی انضباطی مالی و اقتصادی دانسته و این را موجبات مشکلات بسیار برای جامعه می دانند.

2-1. استفاده از محصولات داخلی

برای شکوفایی اقتصاد داخلی و رفع نیازهای مردم، به طوری که وابستگی را به دنبال نداشته باشد، ناچار از استفاده از محصولات داخلی هستیم. مقام معظم رهبری در این زمینه، خطاب به مسئولین و مردم، می فرمایند: «همه ی دستگاه های دولتی... سعی کنند هیچ تولید غیرایرانی را مصرف نکنند؛ همت را بر این بگمارند. آحاد مردم هم مصرف تولید داخلی را بر مصرف کالاهایی با مارک های معروف خارجی ـ که بعضی فقط برای نام و نشان، برای پز دادن، برای خودنمایی کردن، در زمینه های مختلف دنبال مارک های خارجی می روند ـ ترجیح بدهند. خود مردم راه مصرف کالاهای خارجی را ببندند.»

2. افزایش تولید ثروت از طریق علم

یکی از ارکان اساسی اقتصاد مقاومتی از دیدگاه رهبری عزیز شرکت های دانش بنیان است. ایشان نقش این شرکت ها را در رفع وابستگی به غربی ها در شرایط تحریم و تهدید چنین بیان می کنند: «به نظر من، یکی از بخش های مهمی که می تواند این اقتصادمقاومتی را پایدار کند همین کار شماست؛ همین شرکت های دانش بنیان است؛این یکی از بهترین مظاهر و یکی از مؤثرترین مؤلفه های اقتصاد مقاومتی است.» (بیانات در دیدار جمعی از پژوهشگران و مسئولان شرکت های دانش بنیان، 8 مرداد 1391)

3. کمک به فقرا و انفاق به مستمندان

4. قطع ساخت و پخش فیلم ها و سریال های مروج مصرف گرایی و تجمل خواهی

5. صرفه جویی

رهبر معظم انقلاب در بیان معنای صرفه جویی می فرماید:

«در همه ی امور ما باید به صرفه جویی عادت کنیم. صرفه جویی یعنی آن چیزی را که قابل استفاده است و می توانیم از آن استفاده کنیم، دور نریزیم. نسبت به امکانات با هوس رفتار نکنیم. دائماً چیزهای ماندگار رانو کردن و چیزهای ضایع نشدنی را دور ریختن روش درستی نیست.» (پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال 1376)

6. کاهش وابستگی به نفت

یکی از مسائلی که دامن گیر کشورهای در حال توسعه بوده و هست نحوه ی استفاده ی صحیح و کارآمد از منابع خدادای نفت و گاز می باشد. کشور ما نیز به عنوان غنی ترین کشور از حیث مجموع ذخایر نفت و گاز در جهان، از زمان کشف نفت یعنی حدوداً 100 سال پیش با این معضل روبه روست و نتوانسته است به نحو اصولی و درست از این منابع در جهت شکوفایی تولید داخلی و اقتدار بین المللی استفاده کند و خام فروشی تنها گزینه ای است که در این سال ها بدان متوسل شده ایم و وابستگی همه جانبه ی اقتصاد کشور به نفت نتیجه ی اجتناب ناپذیر آن است. رهبر بصیر انقلاب اهمیت این مسئله را در شرایط امروزین کشور این چنین بیان می کنند:

«کاهش وابستگی به نفت یکی دیگر از الزامات اقتصاد مقاومتی است. این وابستگی میراث شوم 100ساله ی ماست. ما اگر بتوانیم از همین فرصت که امروز وجود دارد استفاده کنیم و تلاش کنیم نفت را با فعالیت های اقتصادیِ درآمدزای دیگری جایگزین کنیم، بزرگ ترین حرکت مهم را در زمینه ی اقتصاد انجام داده ایم.» (بیانات در دیدار کارگزاران نظام، 3 مرداد 1391)

ایشان در بیان فعالیت های اقتصادی درآمدزا از صنایع دانش بنیان به عنوان نمونه یاد می کنند که می تواند، با استفاده از ظرفیت های علمی دانشگاهی و صنعتی داخلی، به عنوان جایگزینی برای روش ساده و کم خاصیت خام فروشی نفت محسوب گردد.

نتیجه گیری

با توجه به مطالب بیان شده، می توان چنین نتیجه گرفت که در شرایط کنونی، دشمن جمهوری اسلامی با استفاده از حربه ی ترویج مصرف گرایی میان آحاد افراد جامعه، سعی در به ضعف کشاندن مردم در برابر ارضای امیال برانگیخته شده در اثر مصرف گرایی دارد تا از این طریق، مقاومت ملت ایران را در برابر آنان به حداقل برساند و نظام جمهوری اسلامی را در برآوردن نیازهای مردم ناتوان نشان دهد و نظام سرمایه داری را به عنوان نظام برتر و جایگزین به مردم ما معرفی نماید.(*)

منابع:

1. ابراهیم رزاقی، الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، انتشارات چاپخش، 1374.

2. رابرت باکاک، مصرف، انتشارات شیرازه، 1381.

/ 0 نظر / 13 بازدید